آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

شنبه 25 اسفند 97

1397/12/25 8:07
نویسنده : مامان نسرین
333 بازدید
اشتراک گذاری

سلام و صد سلام. صبح زیبای شنبه تان بخیر. هوای زیبا و پر از اکسیژن والبته کمی سرد. اونقدر هوا تمیز که آدم دلش می خواد فقط نفس بکشه و کلی اکسیژن رو وارد ریه هاش کنه.

 روز 23 اسفند اولین روز اجرای تئاتر ساعت 8 در کشتی بود که قرعه به نام گروه ذال یعنی گروه بچه های ما افتاد و طبق برنام از روز قبل برای تست گریم و تمرین رفتیم و تقریباً چند ساعتی رو در تالار هنر بودیم. روز 23 روز اجرا  بود و ما باید تا 4:30 بچه ها رو برای گریم و تمرین قبل اجرا می رسوندیم و طبق همیشه ما زودتر رسیدیم . بچه ها گریم شدند و کمی تمرین و اجرا آغاز شد. من که واقعا لذت بردم و همچنین مربی های بچه ها  و با اینکه به نسبت تمرین کمی داشتیم ولی اجرای خوب و عالی بود و همه راضی بودند و بعد خانم کاظمی کلی تشکر کرد و  تو گروه ویس فرستاد.  سمانه جون و صدف هم جزء مهمان های ما بودن ، خاله بهناز هم تو ترافیک گیر کرد و نرسید ولی زنگ زد و عکس گلی که برای آویسا خریده بود رو برامون فرستاد. قول هم  دادن حتما تو اجراهای بعد خودش رو برسونه. خلاصه تئاتر تموم شد و ما یه نفس راحت کشیدیم  ومن همش حس می کردم یه بار سنگین از دوشم برداشته شده.

عزیزانم! امسال هم گذشت با تمام خوبی ها وبدی ها ، با همه اتفاق های خوب و بد ، با همه حس های آشنا و غریب، خیلی ها رفتند خیلی ها هم موندند، گاهی فراز گاهی نشیب، گاهی مریضی گاهی سلامتی، گاهی دلخوری گاهی خوشحالی .....از همه این اتفاق ها تنها این را فهمیدم که دنیا محل گذر است من یک بار زندگی می کنم، کسی به من آرامش نمی دهد خودم باید به خودم آرامش بدم، من دیگر از کسی ناراحت نمیشوم چون هیچ کس اینقدر اهمیت ندارد که من را ناراحت کند، به قول دایی جان عصبانیت و ناراحتی بخاطر اشتباهات دیگران بوجود میآد پس هیچ گاه بخاطر اشتباهات دیگران عصبانی نباش! یاد گرفتم که باید شاد بود و شاد زیست باید از لحظه زندگی لذت برد. گذشته گذشت ، آینده نیامده ، پس حال را دریاب. دوست دارم با این تفکر بزرگ شوید. زیبا ببالید.

دخترم امسال هم برایت اتفاق ها و چالش هایی رقم خورد، کلاس های نقاشی و آغاز سال تحصیلی دوم دبستان ،معلم مهربان خانم ترابیان، مسابقه مشاعره ایران با تمام بالا و پایین شدن هاش، نمایش تئاتر، شرکت در مراسمات آموزش پرورش مدرسه ، مسابقات مدرسه و کلی اتفاق های دیگر که تو با توانایی هات تونستی بر همه پیروز بشی. آفرین به تو و همت والای تو .

عزیزای مادر از صمیم قلب برایتان ساعاتی پر از شادی و آرامش طلب می کنم. و از خدای بزرگ می خواهم به هر آنچه لایق آن هستید برسید. امین!

باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد و بهار روی هر شاخه، کنار هر برگ شمع روشن کرده ست

باز کن پنجره ها را وبهاران را باور کن....

عکس های روز اجرا

 

پسندها (1)

نظرات (0)